
" حقیقت " چرندیات را کنار بگذار حقیقت این است تو رفتی و من مانده ام با کوله باری از خاطرات و دست بغض که حلقه کرده به دور گردنم تا نفسم بند بیاید ...
ادامه مطلب
" سرد است " سرد است روزها می گذرد از مرگم جسم من در کالبدش پوسیده طپش ناقص قلبم جارچی شده و گذر در گذر کوچه به کوچه می دمد در صور بی کسیم را و فشار عصبی حاصلِ از تنهایی می زند خنجر خود پی در پی ...
ادامه مطلب