
در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «سرد» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. قاب عکسی خالی از رنگ و لعاب برگ سبزی روی امواج خیال آشیانی بی پرنده آفتابی بی فروغ دل رمیده تُنگ ماهی هم شکسته سرد گشته ... ! یاور تنهایی و غم ای تسلّای جنین خفته در خون صور را بشکسته حلقم دفترم رو به نزول است انتهایش برگ پاره .....
ادامه مطلب
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «صد بار اگر توبه شکستی بازا» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خدای عزّوجل خدای بی همتا تو را نه شریک است نه کس تو را شریک من و یک قلب از ستم مرده من و یک حیّ ابدی ، یعنی تو من و " امّن یجیب " و دست نیاز و تو ای بخشنده ی بی منت که دهی بعد هر توبه ای آوا...
ادامه مطلب
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «بود و نبود» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کاش نبودی از اول یا از اول تمامش بودی ! بود بودی ، نبودی گشتی رود بودی ساده بودی دور گشتی « کاش بودی » ! ساحل رنجیده ، من شلاق موج را خورده ، تن زخمی دریای غم خون به پا شد « ای نبود » « کاش بودی » ! سرد گشتم ، لمس کن ! از نبودت مرده گو...
ادامه مطلب
در ادامه، هر آنچه باید درباره «میشود گفت» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. صاحب رنجهای ابدیخستگیهایت راتطهیر کنمیشود گفتیک قدم ماندهای تا مقصد ...
ادامه مطلب
" میشود گفت " صاحب رنجهای ابدی خستگیهایت را تطهیر کن میشود گفت یک قدم ماندهای تا مقصد...
ادامه مطلب
" میشود گفت " صاحب رنجهای ابدی خستگیهایت را تطهیر کن میشود گفت یک قدم ماندهای تا مقصد +نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت19:46 توسطمینا آقایاری | ...
ادامه مطلب
" درد و دل " مادر برایم شعری از دفتر شعرهای کودکانه بخوان در میان رنگها برایم اندکی عشق و رویا بکش دخترت این روزها کمی آغوش کم دارد میان قصه ها آغوش تعریف کن ... کمی دلگیرم و خسته سرم را روی پای تو میان لای لای تو کمی من خواب می خواهم ...
ادامه مطلب
" سرد است " سرد است روزها می گذرد از مرگم جسم من در کالبدش پوسیده طپش ناقص قلبم جارچی شده و گذر در گذر کوچه به کوچه می دمد در صور بی کسیم را و فشار عصبی حاصلِ از تنهایی می زند خنجر خود پی در پی ...
ادامه مطلب
" عروسک باران " من عروسک بارانم همیشه در آرزوی بارش آویخته شده ام به دار زمان دلتنگتر از آنم که در ذهنت تصویر شده عادت چیز بدیست حتی دیوار هم غصه دار قاب عکس اش است ...
ادامه مطلب
" سرد " قاب عکسی خالی از رنگ و لعاب برگ سبزی روی امواج خیال آشیانی بی پرنده آفتابی بی فروغ دل رمیده تُنگ ماهی هم شکسته سرد گشته ... ! یاور تنهایی و غم ای تسلّای جنین خفته در خون صور را بشکسته حلقم دفترم رو به نزول است انتهایش برگ پاره ... جوهر پاشیده بر دیوارها خط خطی پندارها عجب ! سرو قد خمیده !؟ ...
ادامه مطلب
" بود و نبود " کاش نبودی از اول یا از اول تمامش بودی ! بود بودی ، نبودی گشتی رود بودی ساده بودی دور گشتی « کاش بودی » ! ساحل رنجیده ، من شلاق موج را خورده ، تن زخمی دریای غم خون به پا شد « ای نبود » « کاش بودی » ! سرد گشتم ، لمس کن ! از نبودت مرده گویا پیکرم کو لَحَد گم گشته شاید بی تنفس بی هوا ساکن قبری نمور از اشک گشتم کاش بودی ... « ای نبود ! » ...
ادامه مطلب